قدس

روزنامه قدس در سرمقاله امروز خود با عنوان «تاملي بر بيانيه جنبش جهاد اسلامي» آمده است:

جنبش جهاد اسلامي فلسطين، سكوت جامعه جهاني بويژه كشورهاي عربي در برابر حملات رژيم صهيونيستي عليه غزه و محاصره اين منطقه را به شدت محكوم كرد اين سكوت را نشانه همدستي با رژيم اشغالگر قدس براي به شكست كشاندن اراده ملت فلسطين دانست.

جهاد اسلامي همچنين خواستار حمايت كشورهاي عربي از ملت فلسطين در برابر محاصره و تجاوز به غزه شد و تاكيد كرد تاريخ به كسي كه از انجام وظيفه خود در برابر ملت فلسطين كوتاهي كرده باشد، هرگز رحم نخواهد كرد.

جنبش جهاد اسلامي كه يكي از دو پايه محوري مقاومت در فلسطين در مقابل حملات و تجاوزهاي اسرائيل به مناطق فلسطيني محسوب مي‌شود، نسبت به سكوت كشورهاي عربي در خصوص تجاوزهاي اين رژيم به نوار غزه، انتقاد شديداللحني نموده است. اين گروه مبارز كه از دهه 80 ميلادي با رويكرد مبارزاتي پا به ميدان مبارزه با اسرائيل گذاشته است، تاكنون با تقديم شهداي بسيار در راه آرمان آزادي قدس شريف بر راهبرد مبارزه با مقام‌هاي تلاويو تاكيد نموده و سازوكار روند صلح را موضوعي براي به انحراف كشاندن مدل مبارزاتي مردم فلسطين، تلقي مي‌نمايد.

در شرايطي كه قسمت‌هاي ديگر سريال آناپوليس در حال بهره‌برداري است رژيم غاصب صهيونيستي با تشديد حملات به غزة پرده از نيات پليدش برمي‌دارد و آرزوي مسافران مريلند را بر باد رفته تلقي مي كند. اين در حالي است كه هنوز برخي كشورهاي اسلامي با وعده‌هاي تلاويو و اربابش چشمانش را بر وقايع روزانه فلسطين و شهادت مبارزان و مردم بيگناه اين سرزمين بسته‌اند. به نظر مي‌رسد برخي از كشورهاي عربي منطقه با ممشات نسبت به بازي‌هاي سياسي منطقه‌اي عقبه امني را براي تكرار حملات اين رژيم به مناطق فلسطين فراهم مي‌آورند.

امروز فلسطين بخشي از قلمرو جهان اسلام است و حاكمان اسلامي نمي‌توانند نسبت به هجمه سربازان اسرائيلي بي تفاوت بوده و با سكوت و عدم موضع‌گيري، رژيم غاصب را در حمله به مردم بي‌گناه مناطق فلسطيني تشويق نمايند. اگر كشورهاي اسلامي با بي‌تفاوتي از كنار وقايع غزه بگذرند نه تنها نفعي متوجه آنها نمي‌شود بلكه مسلمانان آنها را نمي‌بخشند و سيل توفنده مردمي در جهان اسلام در غيبت حاكمان اسلامي به صحنه آمده و در دفاع از برادران و خواهران مسلمان خويش اسرائيل و اربابش را در عملي نمودن نقشه‌هاي شيطاني براي سلطه بر منافع مسلمانان ناكام خواهند گذاشت.

اكنون در موسم حج كه احياي حج ابراهيمي و فريد برائت از مشركات زمان در ميان حجاج به عنوان شيرازه وحدت تلقي مي‌شود مي‌تواند امكاني جهت سازماندهي مواضع اسلامي براي مقابله با متجاوزان در جهان اسلام مطرح شود و اين نماد و سمبل همگرايي و وحدت مسلمانان كه همواره توانسته است از ذرات پراكنده توده‌هاي مردمي موجي عظيم بسازد مي‌تواند با همسويي اين ظرفيت قابل اعتنا را در مبارزه با غاصبان بي حق ساماندهي نمايد. همگرايي كشورهاي اسلامي بويژه پس از حضور رئيس جمهور ايران در نشست دوحه كه براي اولين بار اتفاق افتاد رويدادي خجسته تلقي شده و مي‌تواند در تقريب ديدگاه‌هاي سياسي كشورهاي جهان اسلام نقش ارزنده‌اي را ايفا نمايد.

نبايد فراموش كنيم با وجود حمايت‌هاي گسترده فرامنطقه‌اي از اسرائيل غاصب مشت‌هاي گره كرده امت اسلامي عرصه را بر اين موجود ناميمون و نامشروع تنگ نموده است به گونه‌اي كه بقاي آن در گرو حمايت‌هاي فرا منطقه‌اي اربابش مي‌باشد. همين فريادهاي ملل اسلامي لرزه بر اندام اسرائيل و حاميان غربي او انداخته است چنانكه تجهيز اسرائيل و حمايت‌هاي بي‌دريغ آنان از اين رژيم را در همين راستا مي‌توان ارزيابي نمود.

*مردم‌سالاري

«اختلافات روسيه و آمريكا و فرصت ديپلماسي ايران »عنوان سرمقاله امروز روزنامه مردم‌سالاري به قلم محمد مهدي شجاعي است كه در آن آمده است:

با برگزاري مانور موشكي مشترك آمريكا و ژاپن در نزديكي مرزهاي روسيه، تنش‌هاي موجود بين دو ابرقدرت وارد مرحله جديد شد. اين مساله موجب بر وز تنش ها و مشاجرات لفظي بين دو ابرقدرت روسيه و آمريكا شده كه موجب شد تا روسيه نيز براي تلافي اقدام آمريكا در زمينه تجهيز و حمايت نظامي از كشورهاي مشترك‌المنافع و اروپاي شرقي، به كشورهاي مخالف آمريكا در منطقه بويژه ايران توجه و از آنها حمايت كند و در اين راستا براي نشان دادن قدرت و جديت خود به حمايت گسترده‌اي از اين كشورها به ويژه در موارد مورد منازعه با آمريكا بپردازد كه مهم‌ترين آن را مي‌توان در ارسال محموله سوخت نيروگاه اتمي بوشهر مشاهده كرد.

با تثبيت مجدد حضور پوتين در هرم قدرت روسيه و ادامه سياست‌هاي وي مبني بر مقابله با غرب، سياست خارجي اين كشور براي مقابله با توسعه طلبي‌ها و گسترش حضور نظامي آمريكا در منطقه بر سه محور متمركز مانده است:

- به كارگيري مجدد تسليحات فوق مدرن شوروي سابق و همچنين خروج از پيمان امنيتي اروپا

- حمايت از كشورهاي مخالف آمريكا در منطقه

- تلاش براي ايفاي نقش بيشتر در مسائل منطقه و جهان و افزايش حضور در تصميم‌سازي‌ها)

پس از بي‌اعتنايي مقامات كاخ سفيد به خواسته‌هاي مسكو در مورد طرح استقرار سيستم‌هاي موشكي آمريكا در شرق اروپا و تلاش ايالات متحده براي افزايش حضور نظامي خود در منطقه اروپاي شرقي، آسياي مركزي و قفقاز، مقامات مسكو تدابير تلافي‌جويانه و شديدي را عليه سياست‌هاي واشنگتن در منطقه به كار گرفت كه مهم‌ترين آنها به كارگيري تسليحات فوق مدرن در نزديكي مناطق استقرار نيروهاي امريكايي و همچنين خروج يك جانبه از پيمان نظامي اروپا بود.

خروج روسيه از پيمان دفاعي مشترك اروپا به مسكو اين امكان را مي‌دهد تا با آزادي كامل به استقرار موشك‌ها و ادوات نظامي خود در اروپا و پايگاه‌هاي نظامي خود در آسياي مركزي و قفقاز اقدام كند و برنامه‌هاي كاهش تسليحات اتمي و موشكي روسيه را نيز لغو كرد.

مقامات كرملين براي اعمال فشار بر آمريكا و افزايش جايگاه و نفوذ خود در منطقه به تحول و بازبيني گسترده‌اي در روابط و مناسبات سياسي و ديپلماتيك خود با كشورهاي منطقه دست زدند و در اين جهت اولويت اول را به كشورهايي دادند كه به شكل جدي با ايالات متحده دچار چالش بودند كه در صدر اين ليست ايران قرار دارد. مسلما تلاش روسيه براي تضعيف نقش و جايگاه غرب از طريق خنثي كردن و تضعيف برنامه‌‌هاي اروپا و امريكا صرفا در مورد ايران خلاصه نمي‌شود و بايستي حمايت‌هاي اخير مسكو از تركيه براي سركوبي پ.ك.ك در شمال عراق و همچنين رويگرداني سياستمداران پاكستان و دولت كردستان عراق از آمريكا را نيز به اين ليست اضافه كرد.

گسترش تهديدات امريكا عليه روسيه در حالي ادامه مي‌يابد كه در مورد اخير اين تهديدات چين را نيز در بر گرفته است و ايالات متحده با توجه به رقابت‌ و خصومت سنتي پكن و توكيو در شرق آسيا، با همراه ساختن ژاپن دررزمايش‌هاي موشكي نظامي خود و با طرح مجدد بحث تايوان سعي دارد تا اين ابر قدرت را نيز تحت فشار بگذارد و اين مساله مي‌تواند به نزديكي بيشتر روسيه و چين از يك طرف و ايران و چين از طرف ديگر منجر شود.

با توجه به افزايش تنش‌هاي بين روسيه و ايالات متحده و همچنين با نظر به همراهي احتمالي پكن با مسكو براي كاستن از تهديدات آمريكا و حفظ ثبات منطقه به وضوح مي‌توان مشاهده كرد كه براي كشورهاي منطقه به ويژه ايران زمينه براي استفاده و بهره‌گيري از تنش هاي موجود و تامين منافع و امتيازگيري‌هاي سياسي و امنيتي فراهم آمده است و ديپلماسي كشورمان مي‌تواند با اتخاذ رويكردهاي هوشمندانه و مانورهاي ديپلماتيك، در زمينه لغو تحريم‌ها و عادي‌سازي روابط با آژانس از وضعيت فعلي حداثر استفاده را ببرد. اين مساله قطعا نيازمند نگاه واقع‌بينانه و عميق به تحولات منطقه است و وفاق و اتحاد نيروهاي سياسي داخلي نيز در دستيابي به آن كمك خواهد كرد.

*سياست روز

«لطمه‌هاي نظام از فقدان احزاب كار »عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم مجيد مختاري است كه در آن آمده است:

حزب در دنياي سياست امروز از معنايي برخوردار است كه با وجود برخي تفاوتها چندان با مفهوم اين لفظ در ادبيات ديني ما بيگانه نمي‌باشد. حزب متشكل از مجموعه‌اي از افراد است كه براي رسيدن به قدرت در راستاي اهدافي خاص گرد هم مي‌آيند و براساس مرام نامه و تشكيلاتي معين به فعاليت مي‌پردازند. اين اهداف مي‌تواند الهي و در راستاي خير عمومي باشد و يا به تعبير قرآني شيطاني و در جهت مطامع گروهي خاص. اما آنچه مهم است اينكه بدون تشكيلات و سازماندهي و برنامه‌ريزي كوتاه مدت ميان‌مدت و بلند مدت نمي‌توان به اهداف عالي نائل آمد.

روي كار آمدن برخي چهره‌هاي كم سابقه و فاقد صلاحيت‌هاي علمي و اجرايي لازم و كسب پستهاي كليدي در سالهاي نخستين انقلاب را مي‌توان توجيه كرد اما اينكه دهها سال بگذرد و مسئوليتهاي كلان در قواي اصلي نظام بصورت دفعي به فرد يا گروهي از افراد واگذار شود كه هيچگونه طرخ و برنامه قبلي براي آن پست‌ها نداشته اند و با الطبع هزينه‌هاي آنرا مردم ايران بپردازد قطعا قابل دفاع نيست. مع الوصف مهم اين است كه در شرايطي كنوني ضمن آسيب شناسي روند‌هاي سياسي و اقتصادي كشور طي ساليان گذشته بكوشيم راهكارهايي را جهت اصلاح امور و تقويت بيش از پيش نظام ارائه نمائيم كه در اين ميان به نظر مي‌رسد توجه جدي و فارغ از شعارهاي تو خالي و زود گذر به موضوع احزاب از اهميت خاصي برخوردار است موضوعي كه غفلت نسبي از آن تبعات ناخوشايندي چون سوء استفاده از امكانات دولتي براي ايجاد و حمايت از تشكلهاي سياسي يا برخي مداخلات خارجي در امور سياسي كشور را بهمراه داشته است.

حال آنكه در يك فرآيند سالم برخي نخبگان خارج از حكومت كه در مورد مسال كشور و مردم از دغدغه‌ و فكر خاصي برخوردارند گردهم مي‌آيند.

و با برخورداري از منابع ملي - بصورت شفاف و براساس شاخصهايي مشخص چون تعداد اعضاء و جلب آرا مردم - به اموري چون مطالعه و ارزيابي دستگاهها و وزارتخانه‌هاي مختلف پرداخته و براي بهبود حوزه‌هاي گوناگون فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و ... برنامه مي‌دهند و از سوي به شناسايي و تربيت نيروهاي مستعد براي بر عهده گرفتن مسئوليتهاي اجرايي براساس برنامه‌هاي قبلي مي‌پردازند.

فراموش نكنيم كه با فقدان چنين احزابي در كشور ما مجالس و دولتهايي روي كار آمده‌اند كه با وجود برخورداري از انسانهاي صالح و قطعا بانيات خير در مقام عمل از آنچه هنگام انتخابات مطرح مي‌كرده‌اند فاصله زيادي داشته و اين مساله موجب آزردگي ملت شريف ايران شده است.

* آفتاب يزد

روزنامه آفتاب يزد در سرمقاله امروز خود با عنوان آدرس غلط به دوست و دشمن!‌ آورده است: در سال‌هاي اخير، خبررساني‌هاي يكطرفه، كم كم به امري رايج در عملكرد جاري برخي از رسانه‌ها تبديل شده و مردم هم عادت كرده‌اند كه اخباري مبهم و گاه نامفهوم از رسانه‌هاي پرمخاطب داخلي بشنوند. حتي در جريان بعضي از حوادث مهم منطقه‌اي همچون حمله امريكا به عراق، خبررساني بعضي از تريبونها به گونه‌اي بود كه اگر كسي فقط به اين رسانه‌ها مراجعه مي‌كرد، از پيروزي قريب الوقوع ارتش صدامي‌ بر سپاهيان امريكايي اطمينان حاصل مي‌كرد. اين نوع خبررساني مي‌توانست باعث غفلت مردم از جريان واقعي حوادث و سلب اعتماد عمومي‌ به رسانه‌هاي داخلي شود. در عين حال حداقل در كوتاه مدت، تاثير خاصي بر روند امور جاري در كشورمان ايجاد نمي‌كرد. اما به نظر مي‌رسد اين روند، هم اكنون به يك رويه كاملا ً متعارف در خبرسازي بعضي چهره‌هاي سياسي و خبررساني رسانه‌هاي فراگير تبديل شده است. اين گروه از سياستمداران و رسانه‌هاي همراه ايشان، در اكثر اظهار نظرها و تحليل‌هاي خود، بيش از هر چيز به القاي موفقيت جناح متبوع خويش و يا مقامات محبوب خود مي‌انديشند و ظاهراً نسبت به پيامدهاي قطعي ناشي از اين خبرسازي و خبر رساني ها، دغدغه‌اي ندارند. اين وضعيت در ماههاي گذشته و به بهانه <لزوم حفظ وحدت اصولگرايان> تشديد شده است. به طوري كه چهره صاحب نفوذ اصـولگرايان در مجلس، به صراحت بر زيانبار بودن برخي تصميمات دولت تاكيد مي‌كند اما به همفكران خود يادآوري مي‌نمايد كه <براي حفظ وحدت اصولگرايان، بايستي بعضي مسائل را تحمل كرد!> پرمدعاترين روزنامه اصولگرايان نيز به شاگردان مكتب خويش توصيه مي‌نمايد كه براي جلوگيري از سوء استفاده رقيب – يعني اصلا ح طلبان– از افشاي اختلا فات – بخوانيد افشاي ضعف عملكردهاي اصولگرايان – خودداري نمايند. تا اين جاي كار، اگرچه زيان هايي براي كشور و ملت داشت، به نظر برخي اصولگرايان و حاميان آنها، قابل تحمل به نظر مي‌رسيد. اما هم اكنون در ارتباط با ديپلماسي خارجي كـشور، به ويژه برخي خبررساني‌هاي مربوط به فعاليت هسته‌اي و بالا خص موضوع روسيه، روندي درجريان است كه مي‌تواند بسيار نگران كننده باشد. بزرگ نمايي‌هاي نه چندان منطقي در مورد بعضي سفرهاي خارجي دكتر احمدي نژاد و دستاوردهاي آن، يكي از نمونه هايي است كه مشمول اين دغدغه مي‌باشد. اين سفرها گاه به صورت احساسي، فتح الفتوح ناميده مي‌شود و گاه برخلا ف برخي قرائن و شواهد، به معناي پايان هر نوع خصومت يا حسادت كشورهاي منطقه با ايران معرفي و باعث غفلت مردم از حقايق مي‌گردد. در موضوع هسته‌اي نيز به نظر مي‌رسد در حال حاضر، اثبات موفقيت آميز بودن تاكتيك‌هاي مورد عمل دولت نهم، بيش از هر موضوعي اهميت يافته است و در همين راستا نا همراهي‌هاي بعضي كشورها با ايران و حتي همراهي‌هاي غير قابل انكار همان كشورها با دشمنان و مخالفان ايران، به گونه‌اي رنگ و لعاب داده مي‌شود كه گويي بهترين روابط و بزرگ‌ترين همراهي‌ها با كشورمان، بخصوص در موضوع هسته‌اي در جريان است و اكنون ديگر مي‌توان آسوده خاطر بود كه هر خطري رفع شده و هيچگونه نگراني وجود ندارد!‌!‌

از چند ماه قبل، بعضي از مسئولان سرشناس دولتي به تبليغ و بزرگ نمايي موضوع سفر پوتين به ايران پرداختند و در حاشيه اين بزرگ نمايي، اعلام كردند كه <در سفر پوتين به تهران، زمان نهايي راه‌اندازي نيروگاه بوشهر مشخص خواهد شد.> تلا ش حاميان سياسي و رسانه‌اي دولت نهم به القاي عظمت سفر پوتين، تا جايي پيش رفت كه يك روحاني انديشمند و متقي، اين سفر را باعث <افزايش عظمت ايران> دانست. اما در اين سفر هم، زمان راه‌اندازي نيروگاه بوشهر– پس از دهها بار بدقولي روسها – مشخص نگرديد. يك ماه و اندي پس از اين سفر و در حالي كه سفر <وارث نه چندان قدرتمند ابرقدرت سابق> همچنان سوژه احساس غرور بعضي از اصولگرايان بود ناگهان روس‌ها بخشي از سوخت نيروگاه بوشهر را ارسال كردند. اين موضوع سوژه جديدي در اختيار بعضي رسانه‌ها و سياستمداران اصولگرا قرار داد تا عليرغم هشدارهاي دلسوزانه بعضي از همفكران خويش، به شادي‌هاي غيرمتعارف بپردازند و تحويل سوخت را <نشانه‌اي ديگر از موفقيت ديپلماسي دولت نهم> بنامند.

آنچه روس‌ها انجام دادند، چيزي جز اجراي ناقص و همراه با تاخير بخشي از تعهدات خود نبود و قطعاً در برابر شعارها و ادعاهايي كه در خصوص افزايش جهشي روابط دو كشور مطرح گرديد، نمي‌تواند موفقيتي بزرگ تلقي شود. البته روس‌هاي بازيگر، اين بار نخواستند كه تظاهر به همكاري آنها با ايران، حتي براي چند روز در كانون توجه رسانه‌هاي خبري قرار گيرد. آنها براي خنثي كردن دلخوري‌هاي امريكا از ارسال سوخت – اگر واقعاً دلخوري به وجود آمده باشد – بار ديگر وعده‌هاي خود را زيرپا گذاشته و اعلا م كردند: <دست كم تا پايان سال 2008، نيروگاه بوشهر راه‌اندازي نخواهد شد>! درست همزمان با اين اظهارنظر غيردوستانه روس ها، چند چهره شاخص از جناح اصولگرايان، ارسال سوخت هسته‌اي به ايران را يك موفقيت بزرگ براي ديپلماسي دولت نهم ناميدند.

متأسفانه اصرار بر موفق جلوه دادن تمام گام‌هاي دولت نهم تا حدي پيش رفته است كه بعضي از حاميان دولت، حاضر شده‌اند آدرس غلط به دوستان و دشمنان ايران بدهند ودر بعضي عرصه‌هاي مهم، آينده‌اي مبهم براي كشور و ملت، رقم بزنند.

فراموش نكنيم تأكيد بر اين موفقيت ها، مي‌تواند فضايي غيرواقعي در ميان دوستان فراهم نمايد و همين فضا، آنها را از اعمال فشار بر سياستمداران براي بازنگري در بعضي اقدامات و روابط منصرف نمايد. دشمنان ايران نيز آسوده خاطر خواهند شد كه هر رفتار آنها با ايران، در غبار تبليغات جناحي مخفي مي‌شود و آنها خواهند توانست به رفتار غيردوستانه و گاه خصمانه با ايران ادامه دهند و عده‌اي هم در داخل كشور، رفتار آنها را موفقيت ديپلماتيك بنامند!‌

* جمهوري اسلامي

روزنامه جمهوري در سرمقاله امروز خود با عنوان رابطه تلويزيون با واقعيت آورده است: پخش شدن مجموعه تلويزيوني « ساعت شني » از تلويزيون سئوالها و اعتراض ها و درعين حال تحسين هائي را برانگيخته است . معترضين ميگويند چرا مسئولان رسانه ملي فكر مي كنند كه مي توانند از خطوط قرمز عبور كنند و بي حيائي ها و ناهنجاري هاي اجتماعي را به تصوير بكشند تحسين كنندگان در مقابل مي گويند چيزهائي كه عده اي خطوط قرمز مي پندارند در واقع خطوط قرمز نيستند بلكه پندارهائي هستند كه به جامعه به عنوان خطوط قرمز تحميل شده اند و كاري كه اكنون تلويزيون انجام ميدهد تصحيح اين پندارهاي غلط است . اما كساني كه سئوال دارند سئوالشان اينست كه رابطه تلويزيون با واقعيت چيست

همين يك سئوال را براي آنكه به درستي فهم شود بايد به چند سئوال تجزيه كرد. اول آنكه اصولا آيا كار تلويزيون اينست كه واقعيت ها را نشان بدهد دوم آنكه آيا آنچه تلويزيون در قالب مجموعه ها پخش مي كند واقعيت است وسوم آنكه آيا تلويزيون هر واقعيتي را بايد پخش كند

درباره جواب سئوالهاي اول و دوم مطالب زيادي مي توان مطرح كرد لكن اگر فرض كنيم جواب اين دو سئوال مثبت است سئوال سوم با برجستگي تمام مطرح مي شود و ذهن هاي كنجكاو را اينگونه به خود مشغول مي كند كه واقعيت ها يكسان نيستند. بعضي واقعيت ها را قطعا و حتما بايد گفت و بايد از تلويزيون هم پخش كرد اما واقعيت هاي ديگري هم هستند كه علني ساختن آنها حتي در محيط هاي كوچك با معيارهاي عقلي و شرعي و اخلاقي سازگاري ندارد چه رسد به اينكه از تلويزيون پخش شوند. مثلا اگر فيلمبردار تلويزيون برحسب اتفاق كسي را ببيند كه لخت مادرزاد كنار خيابان ايستاده و درحال ادرار كردن است آيا مي تواند فيلم اين صحنه را براي مسئول شبكه بياورد و به او اصرار كند كه آنرا پخش كند !

درست است كه اين يك مثال است و شايد در ظاهر با موضوع بحث منطبق نباشد ولي با كمي درنگ مي توان به اين واقعيت رسيد كه قبح بسياري از صحنه ها و گفتگوهاي مطرح شده در بعضي مجموعه هاي تلويزيوني بيشتر از صحنه ايست كه آن فرد را درحال سرپا ادرار كردن نشان ميدهد. اگر اين صحنه يك كار غيرعادي همراه با نجاست جسمي و ظاهري است آنچه در آن مجموعه هاي تلويزيوني نشان داده مي شود علاوه بر آنكه اعمال غيرعادي هستند نجاست هاي روحي و باطني را به همراه دارند. اگر اين صحنه ضد بهداشت محيط زيست است آن صحنه ها ويران كننده بهداشت فرهنگي و ويرانگر اخلاق جامعه هستند.

طرفداران و تشويق كنندگان اين قبيل مجموعه ها با بكار بردن ابزاري تعبير چند پهلوي « جسورانه » براي عبور از همه خط قرمزهاي اخلاقي و ديني و فرهنگي و درهم شكستن هنجارها و سنت هاي اجتماعي مجوز صادر مي كنند بدون آنكه مسئوليتي در قبال عوارض ويرانگر اين باصطلاح « جسارت » برعهده بگيرند. چگونه مي شود از يكطرف خود تلويزيون توصيه كند اين مجموعه را افراد پائين تر از 16 سال نبينند و از طرف ديگر مدعي باشد كه پخش چنين مجموعه هائي ناهنجاري هاي اخلاقي جامعه را تصحيح مي كند هرچند دست اندركاران تلويزيون را از نيت هاي سو منزه ميدانيم ولي آنها خود ميدانند كه در عالم فيلم و سينما توصيه هائي از قبيل اينكه فلان فيلم را افراد پائين تر از فلان سن تماشا نكنند شگردي براي تحريص مردم به ديدن آن فيلم است . حتي اگر چنين چيزي هم نباشد پدران و مادران چگونه مي توانند به فرزندان مجرد خود اجازه بدهند صحنه هائي را از تلويزيون تماشا كنند كه فحشا خشونت بي حيائي روابط سست خانوادگي و مسائل ريز مربوط به رحم اجاره اي را بي پرده مطرح مي كند اگر گفته شود اينها را همين بچه ها مي توانند در جاي ديگر ببينند يا بشنوند جواب اينست كه تلويزيون را نمي توان با « جاي ديگر » مقايسه كرد آنهم تلويزيون نظام جمهوري اسلامي كه همه نوع مجوزي را با خود دارد و حتي نزد مردم از جايگاه الگوسازي برخوردار است .

از رسانه اي با اين جايگاه چگونه مي توان انتظار داشت صحنه هائي پخش شود كه نگاه دريده به زنان بي حيائي زنان بي حرمتي همسايگان بي مسئوليتي مردم اينكه زني براي فرار از باران سوار ماشين گران قيمت مي شود تا مردي را تيغ بزند راننده تاكسي با هرزگي با دخترك حرف بزند مرد صاحبخانه با زن بيگانه با نگاه شهوت آلود حرف بزند و حتي دوست شوهر يك زن با دادن هديه و نگاه دريده شهواني آن زن را بدرقه كند همه اينها بسيار عادي جلوه كند و توجيه اين باشد كه اينها واقعيت هاي جامعه ما هستند و مسئولان تلويزيون نيز تحسين شوند كه چقدر جسورند و شهامت عبور از خط قرمزهاي ساختگي را دارند

قطعا نمي توان منكر وجود چنين صحنه هائي در يك جامعه 70 ميليوني شد اما سئوال اساسي اينست كه چنين صحنه هائي مربوط به چند درصد از اين ملت است سئوال مهمتر اينكه آيا كار رسانه ملي و فراگير و تاثيرگذار اينست كه مسائل منفي مربوط به يك اقليت ناچيز را به تصوير بكشد آيا اين به معناي ارائه تصويري مخدوش از جامعه اي كه قطعا اكثريت قاطع مردم آن چنين وضعيتي ندارند نيست وقتي رسانه ملي ما چنين تصوير مخدوشي از اين جامعه ارائه مي كند غربي ها كه درصدد هستند عليه مردم ما و انقلاب و نظام ما از كاه كوه بسازند آيا با استناد همين مجموعه تلويزيوني سياه ترين چهره را از ملت ايران ترسيم و ارائه نخواهند كرد

در جواب كساني كه معتقدند يا ميگويند با مطرح ساختن همين موارد منفي حتي اگر مربوط به اقليتي از جامعه باشد بايد درصدد اصلاح جامعه برآمد مسئولان رسانه ملي خوبست در اين نكته دقت كنند كه راه اصلاح فقط تلويزيوني كردن مسائل منفي نيست . در كشور امكانات زيادي وجود دارد كه مي توان با استفاده از آنها بسياري از مفاسد را برطرف كرد بدون آنكه عوارض منفي داشته باشند. مبادا تعارفات و رودربايستي ها و ساير عواملي كه موجب كوتاه آمدن در برابر بعضي فيلمنامه نويسان تهيه كنندگان و كارگردانان مي شوند مسئولان رسانه ملي را وادار به پذيرش طرح هائي نمايد كه پخش آنها از تلويزيون اين كشور سيماي نظام مقدس جمهوري اسلامي را مخدوش مي كند. به اين استدلال مخدوش هم اعتنا نكنيد كه اگر ما اين صحنه ها را پخش نكنيم مردم جذب ماهواره ها مي شوند و تن دادن ما به اين قبيل امور از روي ناچاري و با هدف دور نگهداشتن مردم از رسانه هاي بيگانه است . مطمئن باشيد كساني كه اهل ماهواره هستند با اين قبيل مجموعه ها كه شما پخش مي كنيد قانع نخواهند شد كه هيچ حتي اگر جلوتر هم برويد باز هم مثل جهنم « هل من مزيد » خواهند گفت و شما را به كارهائي وادار خواهند كرد كه ديگر فرقي بين سيماي جمهوري اسلامي و همان ماهواره ها نباشد.

متاسفانه در عملكرد تلويزيون يك دوگانگي شديد كاملا مشهود است كه تا اين دوگانگي ادامه داشته باشد قدرت فرهنگ سازي متناسب با انقلاب و نظام جمهوري اسلامي را نخواهد داشت . از يكطرف افراط در اموري كه نامش را برنامه هاي مذهبي ميگذارند و از هيچ خرافه اي نميگذرند و از طرف ديگر عبور از خط قرمزهائي كه مقتضاي ارزشهاي ديني فرهنگ و سنت ملي و آرمانهاي انقلابي اين ملت است . به نظر مي رسد مشكل اصلي در سياستگذاري هاست كه تا حل نشود اين افراط و تفريط ها ادامه خواهد داشت و در اين ميان تكليف رابطه تلويزيون با واقعيت نيز مشخص نخواهد شد.

* كيهان

روزنامه كيهان در سرمقاله امروز خود با عنوان يك تقاضاي كوچك به قلم حسين شريعتمداري آورده است: اين نوشته فقط يك تقاضاي كوچك است كه اگر برآورده شود مي تواند در پيشگيري از خطري بسيار بزرگ موثر باشد و يا دستكم اين كه، نگارنده اينگونه تصور مي كند. ماجرا به اظهارات حجت الاسلام والمسلمين سيدحسن خميني در جمع مسئولان «حزب اعتدال و توسعه» مربوط مي شود. نوه حضرت امام (ره) در ديدار مسئولان حزب ياد شده با بيان اين نكته كه امروزه از امام تفسيرهاي متعدد ارائه مي شود، اين امر را نشانه ضعف در انديشه امام ندانسته و تاكيد كرده اند «به نظر من بايد امام را به عنوان يك مكتب ديد كه مي توان در او اجتهاد كرد. با متون و مقدسات نيز مي توان سه نوع برخورد داشت. يكي آن كه آنها را در برابر مسائل جديد كاملاً كنار بگذاريم، ديگري آن كه در برابر اين موارد ]مسائل جديد[ در آن كاوش كنيم و به دنبال پاسخ هاي از پيش تعيين شده بگرديم. اما روش ائمه شيعه (ع) اين است كه سؤال جديد، اجتهاد جديد مي خواهد». ايشان در ادامه فرموده اند «درباره امام نيز به عنوان متن مقدس انقلاب مي توان همين سه نوع برخورد را داشت. بايد در افكار و آراء امام اجتهاد كرد. اگر به اين مرحله برسيم باعث پويايي در مكتب مي شود.» نوه محترم حضرت امام (ره) در ادامه گفته اند «تفسيرهاي انحصاري از انديشه امام خطرناك است. نبايد بگذاريم يك فرد يا يك نهاد رسمي، تفسير معيني از امام ارائه دهد. بايد ديگران نيز بتوانند از اين متن مقدس انقلاب تفسيرهاي اصولي خود را ارائه دهند.»

سخنان حجت الاسلام والمسلمين سيدحسن خميني همانگونه كه انتظار مي رود حاوي نكات ارزنده اي درباره چگونگي بهره گيري از افكار و آراء امام راحل (ره) است و مي تواند راهنماي گره گشايي در برخورداري همگان و مخصوصاً انديشمندان و نخبگان از نظرات آن بزرگوار باشد، يعني نظراتي كه جناب سيدحسن خميني با تعبير زيباي «متن مقدس انقلاب» از آن ياد كرده اند و الحق كه چنين است.

و اما، بخشي از سخنان نوه محترم حضرت امام (ره) به زبان فني بيان شده و با اصطلاحاتي همراه است كه شايد درك آن براي همگان به آساني ممكن نباشد و يا دامنه وسيع و گسترده اين اصطلاحات- چنانچه دقيقاً توضيح داده نشود- زمينه سوءاستفاده احتمالي برخي افراد و جريان هاي سياسي از سخنان ايشان براي تحريف كلام و نظر حضرت امام (ره) را فراهم آورد. موضوع اين يادداشت، درخواست توضيح بيشتر حجت الاسلام والمسلمين سيدحسن خميني درباره همين بخش است.

1- نوه محترم حضرت امام (ره) گفته اند «تفاسير متعدد از نظرات امام(ره) نشانه ضعف در انديشه امام (ره) نيست» و ضمن «خطرناك» دانستن تفسيرهاي انحصاري از انديشه امام، تاكيد كرده اند كه «بايد ديگران نيز بتوانند از اين متن مقدس انقلاب تفسيرهاي اصولي خود را ارائه دهند.»

در اين كه تفسيرهاي متعدد از نظرات امام (ره) نشانه ضعف در انديشه آن بزرگوار نيست، كمترين ترديدي نمي توان كرد و اين نكته نيز دقيق و حكيمانه است كه تفسير نظرات امام راحل (ره) منحصر به يك شخص، گروه و يا نهاد رسمي نيست بلكه همگان مي توانند از اين متن مقدس انقلاب بهره گرفته و از زلال انديشه حضرت امام (ره) بنوشند. ولي آنچه نياز به توضيح بيشتر دارد، آن است كه؛

تعدد، نشانه «تفاوت» است و اگر دو يا چند برداشت با يكديگر «تفاوت» نداشته و اختلافي ميان آنها نباشد، ديگر نمي توان آنها را «متعدد» دانست. بنابراين سؤال اين است كه؛

الف: آيا نوه محترم حضرت امام (ره)، تفسيرهاي متفاوت از نظرات حضرت امام (ره) را مجاز دانسته و علي رغم تفاوتي كه ميان اين نظرات وجود دارد، همه آنها را قابل قبول مي دانند؟ به يقين نمي توان دو يا چند نظر مختلف و متفاوت در يك موضوع واحد- تاكيد مي شود در يك موضوع واحد- را به امام (ره) نسبت داده و همه آنها را قابل قبول دانست.

ب: آيا اين تعدد- بخوانيد تفاوت و اختلاف- برداشت ها مي تواند تا مرز «تناقض» هم پيش برود؟ پاسخ اين سؤال بدون كمترين ترديدي، «منفي» است، چرا كه حضرت امام (ره)- نستجيربالله- اهل تناقض گويي نبوده اند كه بتوان دو برداشت متناقض را به آن بزرگوار نسبت داده و هردو را پذيرفتني تلقي كرد!

ج: جناب حجت الاسلام والمسلمين سيدحسن خميني از انديشه حضرت امام (ره) به عنوان «متن مقدس انقلاب» ياد كرده اند و توصيه فرموده اند كه اين متن مقدس را بايد مانند يك مكتب تلقي كرد و اين سفارشي دقيق و عالمانه است و البته بديهي است كه در متن مكتب امام(ره)- همان مكتب اسلام ناب محمدي (ص) كه امام راحل ما (ره) احياگر آن بود- تناقض و اختلاف نيست. همانگونه كه در كلام خدا- بي آن كه قصد مقايسه مثل به مثل داشته باشيم- نيز ضمن توصيه به «تدبر» تاكيد شده است كه در اين كتاب اختلافي وجود ندارد «افلا يتدبرون القرآن ولو كان من عند غيرالله لوجدوا فيه اختلافا كثيرا- آيا در قرآن انديشه نمي كنيد؟ اگر از جانب غيرخدا بود، در آن، اختلاف فراوان مي يافتيد- سوره مباركه نساء- آيه 82-».

د: برداشت هاي «متعدد» و «متفاوت» از يك موضوع واحد، فقط هنگامي قابل قبول و پذيرفتني است كه اين برداشت ها در «طول» يكديگر باشند و نه در «عرض» هم. در اين حالت، دو يا چند برداشت (متعدد) از يك جنس هستند و با هم مغايرتي ندارند بلكه تفاوت آنها در ميزان و درجه دريافت از يك واقعيت است. مانند چند ظرف با شكل هاي متفاوت و حجم هاي مختلف كه محتواي همه آنها «آب» است. مثلا وقتي امام مي فرمايند «آمريكا شيطان بزرگ است» عده اي نتيجه مي گيرند كه آمريكا اهل خدعه و نيرنگ است، عده اي ديگر نتيجه مي گيرند كه آمريكا دشمن است، جمعي ديگر اعلام مي كنند كه با آمريكا بايد مقابله كرد و... تمامي اين برداشت ها، اگرچه ظاهراً متعدد و متفاوت هستند ولي با يكديگر تناقض ندارند يعني در طول يكديگر قرار دارند.

با توجه به ضريب بالاي هوشمندي و ذكاوت آقاي سيدحسن خميني، تصور نگارنده اين است كه مقصود ايشان از برداشت هاي متعدد، همين نوع اخير بوده است، يعني برداشت هايي كه در طول يكديگرند بنابراين سخنان ايشان نمي تواند و نبايد مورد سوءاستفاده احتمالي برخي از فرصت طلبان قرار گيرد.

هـ: اين نكته نيز گفتني است كه بيانات حضرت امام (ره) براي همگان در همه سطوح قابل فهم بود و هر كس به اندازه ظرفيت خود از آن بهره مي گرفت و مثلا برداشت فلان پيرمرد روستائي يا فلان مرجع روحاني يا فلان روشنفكر و... اگرچه با يكديگر به لحاظ عمق و ژرفا متفاوت بود ولي هيچگاه متضاد و مغاير يكديگر نبود، و اين، از ويژگي هاي پيامبرگونه آن مراد به حق پيوسته است كه با مردم به زبان مردم سخن مي گفتند «ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه».

2- نوه محترم حضرت امام (ره) به ضرورت «اجتهاد» در افكار و آراء امام راحل (ره) اشاره كرده اند كه به يقين مقصود ايشان كاوش و بررسي در نظرات امام (ره) و استخراج نسخه و نقشه راه براي ادامه مسير ايشان است و اين، سفارشي دقيق است كه به قول ايشان، «باعث پويايي مكتب مي شود» اما در اين باره نيز نكاتي هست كه اگر مورد توجه قرار نگيرد مي تواند سوءاستفاده بدخواهان را درپي داشته باشد. از جمله اين كه؛

الف: اجتهاد در آراء و نظرات حضرت امام (ره) نمي تواند به مفهوم «برداشت آزاد»! باشد و آنچه به عنوان نظر امام (ره) مطرح مي شود نبايد با نظر صريح و ثبت شده حضرت امام (ره) متفاوت باشد، چرا كه اجتهاد در مقابل «نص» باطل است، همانگونه كه برداشت از يك آيه قرآن و يا يك حديث اگر با ظاهر آيه و حديث مغايرت داشته باشد، قابل پذيرش نيست، آن گونه كه برخي از فرقه هاي ضاله تحت نام «باطنيه» انجام داده و مي دهند و ديدگاه انحرافي خود را بي آن كه با ظاهر يك آيه همخواني داشته باشد به عنوان «باطن آيه»! ارائه مي كنند! طبيعي است برداشت از كلام و نظر امام نيز چنانچه با ظاهر صريح نظر ايشان مغايرت داشته باشد نه فقط قابل قبول نيست بلكه تحريف محتواي كلام آن بزرگوار است و مصداق «يحرفون الكلم عن مواضعه» خواهد بود.

ب: اجتهاد به مفهوم واقعي آن در فقه نيازمند اشراف فقيه به مباني و اصول فقهي است و قطعاً مقصود حجت الاسلام والمسلمين سيدحسن خميني از اجتهاد در آراء و انديشه امام (ره) نيز همان مفهوم رايج در فقه است، بنابراين، كساني كه قصد اجتهاد در بينش حضرت امام (ره) را دارند، الزاماً بايستي نسبت به نظرات و ديدگاه هاي آن بزرگوار اشراف داشته باشند، تا اولاً؛ سليقه و نظر شخصي و گروهي خود را تحت عنوان نظر امام(ره) مطرح نكنند و ثانياً؛ براي اثبات صحت برداشت و تفسير خود، از كلام و بينش شناخته شده امام (ره) دليل روشن و سند قاطع ارائه دهند. از اين روي به همان اندازه كه به قول حاج سيدحسن آقا، «تفسير انحصاري از انديشه امام خطرناك است»، برداشت آزاد! و غيرمستند از نظرات امام راحل (ره) نيز خطرناك خواهد بود. مخصوصاً آن كه اين روزها، بعضي ها - نه از مردم عادي، بلكه متاسفانه برخي از كساني كه در زمره خواص تلقي مي شوند- برداشت هاي شخصي و سليقه اي و گاه جناحي و گروهي خود را بي آن كه سندي براي آن ارائه كنند به حضرت امام (ره) نسبت مي دهند!

ج: البته نوه محترم حضرت امام (ره) در بخشي از سخنان خود گفته اند «بايد ديگران نيز بتوانند از اين متن مقدس انقلاب- انديشه امام (ره)- تفسيرهاي اصولي خود را ارائه دهند» و به نظر نگارنده منظور ايشان از تاكيد بر «تفسيرهاي اصولي» همان تكيه بر مستندات نظر حضرت امام(ره) بوده است كه در اين صورت، با توجه به اهميت موضوع جا داشت جناب ايشان در اين خصوص توضيح بيشتري مي دادند تا راه سوءاستفاده بدخواهان به طور كامل سد شود.

... و بالاخره اميد آن كه يادگار امام راحلمان (ره)، جناب حاج سيدحسن آقاي عزيز و بزرگوار، پوزش نگارنده را به خاطر نوشتن اين سطور بپذيرند، چرا كه اين وجيزه نيز در راستاي نيت خير ايشان، يعني پاسداشت انديشه امام (ره) از گزند بدخواهان نوشته شده است.

* حزب الله

روزنامه حزب الله در سرمقاله امروز خود با عنوان شيعه، هميشه مظلوم آورده است: حدود يك سال قبل گروه اسلامگراي محاكم اسلامي به رهبري شيخ حسن ظاهر اويس حكومت سومالي را در دست گرفت و به حكومت ديكتاتور وقت اين كشور كه حمايت ايالات متحده را هم پشت سر خود مي ديد، پايان داد. پس از به حكومت رسيدن محاكم اسلامگرا ايالات متحده كه نمي توانست رشد اسلامگرايان را در شاخ آفريقا برتابد به اتيوپي براي حمله به سومالي چراغ سبز نشان داد.

اتيوپي هم كه بر سر اريتره مناقشه اي طولاني مدت با سومالي داشت به اين كشور حمله برد و با جنگنده هاي خود مردم مسلمان اين كشور را زير آتش گرفت اما ايالات متحده به اين هم اكتفا نكرد و خود مستقيما وارد نبرد شد و تا موگاديشو را از دست محاكم اسلامي خارج نساخت، از پاي ننشست. در اين ميان وزارت خارجه كشورمان در مقابل قتل عام مسلمانان در موگاديشو و ساير مناطق سومالي سكوت پيشه كرد و حتي محافل رسمي و غيررسمي مدعي شدند كه رهبران محاكم اسلامي را سلفي هاي نزديك به القاعده تشكيل مي دهند حال آنكه چنين نبود و غالب اعضاي اين گروه اسلامگرا را نه سلفيان كه مسلمانان شافعي تشكيل مي دادند. خبرهايي كه اكنون از سومالي مي رسد حاكي از آن است كه عملكرد ضعيف ايران و ديگر كشورهاي مسلمان ميانه رو، راه را براي گسترش وهابيت در اين منطقه هموار كرده و گروه القاعده در شاخ آفريقا به شدت فعال شده است.

در عراق هم مدتهاست كه بمب هاي متحرك انتحاري كه غالبا از عربستان وارد عراق مي شوند شيعيان اين كشور را تهديد مي كنند و كمتر روزي است كه شاهد عملياتي عليه شيعيان در اين كشور نباشيم.

در يمن هم مدت مديدي است كه دولت نظامي علي عبدالله صالح شيعيان را در تنگنايي شديد قرار داده است. علي عبدالله صالح است رئيس جمهور يمن فردي كاملا نظامي است كه دولت اين كشور و تقريبا تمام اركان آن را مليتاريزه كرده است.

رهبر شيعيان سيد عبدالمالك الحوثي است. خانواده الحوثي مدتهاست كه رهبري شيعيان را در يمن به عهده دارند و در حال حاضر برخي از اعضاي اين خانواده توسط دولت نظامي يمن به شهادت رسيده و برخي نيز در كشورهاي ديگر پناه گرفته اند. تعدادي از اعضاي خانواده الحوثي در حوزه علميه قم تحصيل كرده اند و خود را پيرو انديشه هاي حضرت امام(ره) مي دانند. هر چند كه در حال حاضر تا حدي از حجم درگيري كاسته شده است اما در زماني كه اين درگيري ها به شديدترين نحو ممكن جريان داشت، دولت ايران نه تنها اعتراضي به قتل عام شيعيان نكرد بلكه سفير ايران در صنعا در آن برهه خواستار گسترش روابط دو كشور شد!

در پاكستان هم شيعيان حال و روز بهتري ندارند. منازعات سياسي داخلي كه سبب تمركز ارتش بر نواحي خاصي از كشور شده است، شيعيان بي دفاع را در مقابل طالبان و القاعده مسلح قرار داده است. شيعيان پاكستان در دره سوات و در ديگر مناطق اين كشور هدف تسويه حساب هاي مذهبي قرار مي گيرند و باز هم وزات خارجه ايران عكس العملي در قبال اين جنايات نشان نمي دهد.

اما به تازگي اوضاع در بحرين هم به شدت متشنج شده است. 70 درصد جمعيت اين كشور را شيعياني تشكيل مي دهند كه از قدرت به دورند و سال هاست كه حكومت اقليت سني را بر خود تحمل مي كنند. در اين ميان شيعيان از اندك حقوق مسلم خويش بي بهره اند و حتي راهبران آنها به انحاء مختلف توسط دولت غيردموكراتيك اين كشور از ميان برداشته مي شوند و تنها چندي قبل شيعيان پس از سال ها مجاهدت موفق شدند چند تن از كانديداهاي خود را به پارلمان بفرستند. اكنون و پس از آنكه دولت بحرين مجددا دست به كشتار شيعيان زده است، مردم در اعتراض به اين كشتار به خيابان ها ريخته اند در حالي كه غالب خبرگزاري هاي خارجي اخبار مربوط به اين رخداد را بايكوت كرده اند. اين در حالي است كه مردم شيعه بحرين احساس نزديكي ويژه اي نسبت به جمهوري اسلامي دارند و حتي چندي قبل كه كاريكاتور موهني از يكي از مقامات ارشد جمهوري اسلامي در روزنامه الايام اين كشور چاپ شد، شيعيان با شدت هر چه تمام تر به اين اقدام اعتراض كردند. به نظر مي رسد كه دستگاه ديپلماسي كشور در رابطه با بحرين هم نمي خواهد مهر سكوت را بشكند و به اقدامات خلاف حقوق بشر دولت منامه اعتراض كند. عجيب آنكه مدتهاست دولت نهم تلاش ويژه اي را براي گسترش روابط با منامه در پيش گرفته است. در حالي كه دولت اين كشور متحد استراتژيك كاخ سفيد در خليج فارس محسوب مي شود و حتي هم اكنون ميزبان ناوگان پنجم نيروي دريايي آمريكا است. شايد وقت آن رسيده باشد كه دولتمردان دستگاه ديپلماسي كشور سري به كتابخانه ها بزنند و در سخنان حضرت امام (ره) در خصوص جهان اسلام، دفاع از مظلوم و شوريدن بر ظالم تأملي دوباره كنند.

رپورتاژ
انتخاب جراح بینی - بهترین جراح بینی
شناخت کلی از محصولات فلزی و انواع آن
جشن عروسی
همه چیز درباره جراحی زیبایی بینی
حمل نخاله ساختمانی و ضایعات عمرانی
جراحی زیبایی سینه و پروتز
دوربین مداربسته دیجی همکار
جدیدترین تجهیزات تالار
آیا گنج یاب ها شبیه فلزیاب و طلایاب هستند؟ - شرکت فلزیاب تیوا
دوربین مداربسته
چاپ کتاب در یک ماه با هزینه زیر یک میلیون تومان
پاسخ به 7 سوال رایج در مورد عصب کشی دندان
پذیرش مقاله در مجلات معتبر ISI و اسکوپوس
روغن خراطین
تفاوت دینگ با اپلیکیشن‌های تاکسی‌یاب آنلاین
انجام پایان نامه
تاریخچه تغییر سرمربی در تیم استقلال تهران
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
نمایندگی برندها در ایران

لینک های مفید
آموزش مجازی | تور مسافرتی | خودرو | تور استانبول |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ


.: :.